![]() |
![]() |
|
| عاشقانه |
|
باز باران با ترانه ......
می خورد بر بام خانه
یادم آرد کربلا را
دشت پرشور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه هارا
با صدای گریه های کودکانه
وندرین صحرای سوزان
می دوید طفلی 3 ساله
پر زناله دلشکسته
پای خسته
باز باران...
قطره قطره
چکد از چوب محمل
وای باران ... وای باران... |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 18:55 توسط حمید |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 18:48 توسط حمید |
|
|
بالاخره بعد از مدت ها تحقیق علت درس نخوندن دانشجویان کشف شد !!! ۱ ) در سال ۵۲ جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب ۳۱۳ روز باقی میماند. ۲ ) حداقل ۵۰ روز مربوط به تعطیلات تابستانی است کهبه دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است.بنابراین ۲۶۳ روز دیگر باقی میماند. ۳ ) در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا” ۱۲۲ روز میشود. بنابراین ۱۴۱ روز باقی میماند. ۴ ) اما سلامتی جسم و روح روزانه ۱ ساعت تفریح را می طلبد که جمعا” ۱۵ روز میشود. پس ۱۲۶ در روز باقی میماند. ۵ ) طبیعتا” ۲ ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل ۳۰ روز می شود. پس ۹۶ روز باقی میماند. ۶ ) ۱ ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چرا که انسان موجودی اجتماعی است.این خود ۱۵ روز است. پس ۸۱ روز باقی میماند. ۷ ) روزهای امتحان ۳۵ روز از سال را به خوداختصاص میدهند. پس ۴۶ روز باقی میماند. ۸ ) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلفدست کم ۳۰ روز در سال هستند. پس ۱۶ روز باقی میماند. ۹ ) در سال شما ۱۰ روز را به بازی می گذرانید. پس ۶ روز باقی میماند. ۱۰ ) در سال حداقل ۳ روز به بیماری طی میشود و ۳ روز دیگر باقی است. ۱۱ ) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم ۲ روز را در بر میگیرند. پس ۱ روز باقی میماند. ۱۲ ) ۱روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟ … نتیجه ی اخلاقی: پس یک دانشجوی نرمال نمیتواند درس بخواند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 11:44 توسط حمید |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 12:41 توسط حمید |
|
|
سلام
۲۱ بهمن روز عزیزی بود برای من و همه دوستام برای تمام کسانی که محمد و آرزو رو میشناختن بله درست حدس زدید ۲۱ بهمن عقد محمد و آرزو بود امیدوارم خوشبخت بشن امیدوارم ... به هر چی دوست دارن با هم برسن
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 11:35 توسط حمید |
|
|
جغدي روي كنگره هاي قديمي دنيا نشسته بود. زندگي را تماشا ميكرد. رفتن و ردپاي آن را. و آدمهايي را مي ديد كه به سنگ و ستون، به در و ديوار دل مي بندند. جغد اما مي دانست كه سنگ ها ترك مي خورند، ستون ها فرو مي ريزند، درها مي شكنند و ديوارها خراب مي شوند. او بارها و بارها تاجهاي شكسته، غرورهاي تكه پاره شده را لابلاي خاكروبه هاي كاخ دنيا ديده بود. او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري اش مي خواند و فكر مي كرد شايد پرده هاي ضخيم دل آدمها، با اين آواز كمي بلرزد. روزي كبوتري از آن حوالي رد مي شد، آواز جغد را كه شنيد، گفت: بهتر است سكوت كني و آواز نخواني. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگين شان مي كني. دوستت ندارند. مي گويند بديمني و بدشگون و جز خبر بد، چيزي نداري. پس چرا ديگر آواز نمي خواني؟ دل آسمانم گرفته است. تو مرغ تماشا و انديشه اي! و آن كه مي بيند و مي انديشد، به هيچ چيز دل نمي بندد. دل نبستن سخت ترين و قشنگ ترين كار دنياست. اما تو بخوان و هميشه بخوان كه آواز تو حقيقت است و طعم حقيقت تلخ. |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم بهمن 1389ساعت 21:40 توسط حمید |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم بهمن 1389ساعت 21:28 توسط حمید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ما 5 تایعنی ( امید، آرزو ،محمد رضا ، حمیدو فاطمه) تصمیم گرفتیم یه وبلاگ دوستانه بسازیم که از هر دری سخن در ان برانیم !!!!!!!
موجوداتی بس عجیب الخلقه که از نسل ما فقط همین 5 تا موندیم ! امیدوارم از این وبلاگ خوشتون بیاد |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
حمید فاطمه امید محمدرضا ارزو |
| پیوندها |
|
مسائل بین دخترها و پسرها عسل ×××عشق گمشده××× عاشقانه ها -::- موج خروشان عشق حرف هایی برای نگفتن تی تی(عسل و شقایق) بهترین و زیباترین وبلاگ شعر گلامورانه |
|
RSS
|